ظریفا گافری ، شهردار افغانستان: “من می ترسم ، اما من پذیرفتم که این بخشی از شغل من است. این شغل من است.”


وی یکی از معدود زنانی است که به عنوان اولین شهردار کشور فعالیت می کند و پس از تهدید به مرگ ، زنده ماندن از چندین حمله ناموفق و ترور اخیر پدر خودش ، در پایین دره باقی مانده است.

ظریفا غفاری.
ظریفا غفاری.ماندل NGANخبرگزاری فرانسه

به روز شده

  • مصاحبه فاوسیا کوفی: “ما قبلاً قربانی جنگ شده ایم. من نمی خواهم قربانی صلح شوم. ”

روزی که در آن ظریفا غفاری جمعیت همسایگان برای استقبال از او با چوب و سنگ به دفتر رفتند. تابستان 2018 بود و غفاری به تازگی به یکی از معدود شهرداران زن در افغانستان تبدیل شده بود ، جایی که تقریباً دو دهه پس از سرنگونی طالبان افراطی ، مه غلیظ پدرسالار برطرف نشده است. دو سال می گذرد ، تهدیدهای متعدد مرگ ، چندین حمله ناموفق و ترور پدر و شهردار خودش هنوز ادامه دارد. از او.

“نیستمن ساخته شده ام که بین اتاق ها ، اتاق دفتر ، اتاق خانه زندگی کنم … من از او متنفرم. من یک روح آزاد هستم “، او در یک کنفرانس ویدیویی با EL MUNDO.es از شهردار خود ادعا کرد میدان کلاهبرداری است، یک شهر 35000 نفری در استان محافظه کار وردک ، جنوب غربی کابل. رهبر 27 ساله این مکالمه را با خداحافظی کوتاه با مشاوران خود ، که قاطعانه آن را لغو و دستور داد ، عوض کرد. انقلاب کوچک او ، با وجود تهدیدها ، موفق شد.

پس از استقبال دلسرد کننده وی از میدان شار ، مجری قانون مجبور شد او را تخلیه کند. او فقط 9 ماه بعد موفق شد به حالت ثابت بازگردد ، سه ماه از آنها ، “او توضیح می دهد ،” من خودم را وقف مذاکره با افراد مشهور ، قدم زدن در خیابان ها ، درخواست مشاوره و به اشتراک گذاشتن برنامه هایم با همسایگان کردم. تا زمانی که سیستم پاکسازی ، یکی از پروژه های وی ، شروع به کار کرد و خصوصاً زمانی که گفاری اظهارات روشنی به دلالان محلی کرد که حتی کسانی را که قبلاً او را شیطان معرفی کرده بودند ، جلب کرد.

ماموریت او آسان نبود ، موقعیت او متولد رای عمومی نیست، بلکه انتصاب حکومتی که توسط طالبان با نفوذ زیادی در مناطق روستایی لکه دار شده است. برای کاندید شدن باید برخی از آزمون های رقابتی را می گذراند. وی گفت: “من به تنهایی به اینجا آمدم ، مطمئن شدم كه این حق من است.” “این رئیس جمهور بود که این فرمان را امضا كرد و با مافیاها ، برخی از افراط گرایان مسن در شهر ، کسانی كه به قدرت زنان اعتقاد ندارند ، مقابله كرد.”

وی ادامه داد: “من یک زن جوان هستم ، اما قدرت زیادی برای ایجاد تغییر دارم.” “من می توانستم کار در یک شهر بزرگ مانند کابل را انتخاب کنم ، جایی که امنیت بهتر است و فضای بیشتری برای زنان وجود دارد ، اما من مکانی مانند میدان شار را می خواستم ، جایی که زنان هنوز جنس ضعیف تر محسوب می شوند ، جایی که ما از حقوق مناسب برخوردار نیستیم. و حتی بعنوان موجود مورد غفلت واقع می شویم. به عنوان یک رهبر ، من می خواهم امید را به ویژه برای زنان ایجاد کنم. بگذارید قدرت داشته باشند و باور کنند که می توانند. “

این تمرین در میهن پرستی ، در افغانستان ، با زندگی پرداخت می شود. ظریفا غفاری این را می داند. در اواخر مارس گذشته ، افراد مسلح هنگام حرکت کاروان وی در امتداد یک بزرگراه استانی ، به سمت آنها آتش گشودند. در 3 اکتبر ، این اتفاق دوباره افتاد. این بار قدرت وسیله نقلیه ای که وی رانندگی می کرد جان او را نجات داد. سه مرد نقاب دار تیراندازی کردند اما او با شتاب زدگی موفق به فرار شد. یک هفته قبل ، او خودش نامه ای در شبکه های اجتماعی منتشر کرده بود که گروه های مسلح را تهدید می کرد.

نام گافاری در همان لیست ده ها روزنامه نگار ، سیاستمدار و فعال است که تقریباً روزانه کشته می شوند. فقط در دو ماه گذشته ، شش خبرنگار در حملاتی کشته شده اند که نشانه هایی از هدف قرار داده اند. محبولا محبی ، معاون فرماندار کابل ، در حمله 15 دسامبر کشته شد. در ماه نوامبر ، حداقل 200 غیرنظامی و 244 نفر از نیروهای امنیتی تحت تهدید هنوز ناشناس جان باختند.

طالبان ، مسئول بیشتر خشونت هایی که از زمان برکناری نیروهای بین المللی در سال 2001 ، باعث آزار کشور شده است ، هرگونه ادعا را رد کرد و گفت این جنایات عدم توانایی مقامات در اداره کشور را ثابت می کند. چیزی که به نفع اصولگرایانی است که آن را نیز دارند میز مذاکره در حالیکه دولت افغانستان به نفع آنها متمایل است در حالیکه دونالد ترامپ یک راهپیمایی معکوس برای خداحافظی از سربازان کشورش را فعال می کند

تعهد

ظریفا گافری گفت: “وقتی از خانه خارج می شوم ، می ترسم. من واقعاً از آنچه ممکن است برای من اتفاق بیفتد می ترسم ، اما من قبول کردم که این بخشی از کار من است. این شغل من است.” الهام او پدرش است ، عبدالواسع غفاری، یک پیشکسوت نظامی متخصص نیروهای ویژه برای عملیات علیه طالبان. در 5 نوامبر ، افراد مسلح به خانه وی نزدیک شدند و او را کشتند. شهردار شکایت کرد: “نامزدی دخترش او را کشته است.” “او از این احتمال آگاه بود.”

و با این حال ، او گفت ، این او بود که ، با وجود باران تهدیدها ، او را ترغیب به استقامت در اهداف خود کرد. وی با نشان دادن زخم های خود توضیح می دهد: “یکی از آخرین خاطرات من با او بعد از انفجار تصادفی بود که در آن بازوی خود را سوزاندم.” “از آنجا که سرانجام توانستم آن را انتقال دهم ، از مادرم خواستم تلفن را به من بدهد. تعجب من چه بود که وقتی وارد فیس بوک شدم ، دیوارم را دیدم پر از پیامهایی که مرا به اتفاقی که سازمان داده بودم متهم می کند مهمانی با پسران.

پس از خواندن این مطلب ، ظریفا گافری نمی توانست گریه کند. “در افغانستان ، وقتی آنها نمی توانند زنی را كنترل كنند ، به راحتی خود را علیه مرد و خانواده اش پرتاب می كنند. این س toال برای من پیش آمد كه چرا برای تحمل این مسئله باید این همه فداكاری كنم.” پدرش چند روز قبل از مرگ او را دوباره روی پاهایش گذاشت. او پرسید: “من دیدم که دست او تلفن مرا گرفت. آیا می توانم آن را دور بیندازم؟” من به حقوق شما احتیاج ندارم. شما برای خودتان می جنگید تا همه چیز را تغییر دهید. این نیز نیاز به مبارزه با ذهنیت احمقانه او دارد. ”

با توجه به معیارهای

پروژه اعتماد

من بیشتر می دانم



بدون دیدگاه برای ظریفا گافری ، شهردار افغانستان: “من می ترسم ، اما من پذیرفتم که این بخشی از شغل من است. این شغل من است.”

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *